خرید بک لینک
محجوبه گرجی شاعر و ترانه سرا ایرانی اهل بابل است او پیش از ترانهدر حوزه نقاشی به مدت 17 سال فعایت داشته و مدرس این رشته می باشداما همیشه علاقه به شعر و ترانه باعث شده که در کنار نقاشی به نوشتن هم بپردازداو ترانه را از سال 1400 شروع کرده و از سال 1402 به طور حرفه ای این حوزه را دنبال می کندوی دارای مدرک ترانه سرایی پیشرفتهاز دانشگاه علم و فرهنگ می باشددر پایان ترانه ای بخوانید از قلم توانمند این ترانه سرا ...---------------------------------------------------------------------------------------تووی حافظه م گم شده شهر منقدم های سستم منو می کشهخداحافظی تو رو یادمهاگه حتا اسمم فراموش بشهچقدر سخت میشه خیال تو روبه این سینه هر لحظه سنجاق کردمن از این همه دوری یخ می زنمچجوری باید این تن و داغ کردصدای ی موج اومد و یک دفهیه خمپاره تو وحشتم دود شدهمه چی به جز خاطره های توتووی این فراموشی نابود شددارم توی کوچه قدم می زنمبا دستای لرزون و پاهای سستهمه تکه گاهم عصای منهچه راحت فراموشی ذهنم رو شستنمیدونم اصلا کلیدم کجاستجلو چشم من خونمون گم شدهتو سی ساله رفتی ولی یادمههمه زندگیم حرف مردم شدهحالا جنگ مرد و یه مشت خاطرهبا عکسی مچاله تو دست منهبا لبخند آروم رو صورتشتو دستای سردم نفس می زنه((محجوبه گرجی))برچسب ها: بیوگرافی محجوبه گرجی , محجوبه گرجی , ترانه های محجوبه گرجی , اشعار محجوبه گرجی

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 20:48

اتاقی که در رؤیای من استیک میز دارد، دو صندلیو دیگر هیچ.روی میز امایک رز استو روی صندلیهانشستهایم، من و تو.روشنی پشت شیشههاکنار میزند تاریکی را.تاریکی، روشنی را کنار میزند.در تاریکی، میدرخشد رز سفید برایمان،هنگامکه با هم حرف میزنیم،تو روی یکی صندلی،من روی آن دیگری،میزمابینِ ماست.((راینر مالکوفسکی))برچسب ها: راینر مالکوفسکی , اشعار شاعران خارجی , شعر اتاق , شعر جهان

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 20:48

دارم لبریز میشم از تبی کهبجا مونده از اون چشمات توو قابنه هر تکراری تکراری نمیشهمثل تکرار دیدار تو توو خوابتمام ثانیه های جهانمخلاصه س تووی دنبالت دویدنتووی تنهائیو رقص خیالتولی چشمات این درد و ندیدنیه روزی تو زلیخا بودی و منمثل یوسف ، همه رویات بودمحالا تو یوسفی و من زلیخامفقط ای کاش می شد جات بودمنفهمیدی غرور من رو کشتییه دردی از توو جا مونده تو سینه ممن اون طوفان پر آرامشم کهدوست دارم ولی لبریز کینه منگا کن از غم تو اشک چشمامداره توو کوچه ها سر ریز میشهتموم شهر و شسته تا بفهمیچقد دنبال تو گشتم همیشهداره قد می کشه این کوه دوریچقد تووی خودم باید بمیرمجهان خالی از تو جای من نیستنجاتم بده تا آروم بگیرمبذا این قلب تنها تا همیشهمیون دست تو تبعید باشهکنار هم دوتا عاشق بمونیماگه حتا یکم تردید باشه((محجوبه گرجی))برچسب ها: محجوبه گرجی , ترانه های محجوبه گرجی , ترانه سرا محجوبه گرجی , اشعار محجوبه گرجی

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 20:48

صفحه بندی